نقش پرایمر بسیار فراتر از «افزایش چسبندگی» است. از دیدگاه علم مواد، پرایمر نقش سه گانه ای بین درزگیر پلی اورتان و زیرلایه دارد:
اول، یک پل شیمیایی. اجزای فعال در پرایمر (مانند گروههای ایزوسیانات یا عوامل جفتکننده سیلان) با گروههای هیدروکسیل و کربوکسیل روی سطح بستر واکنش داده و پیوندهای کووالانسی ایجاد میکنند و همزمان با گروههای -NCO در درزگیر پلیاورتان واکنش میدهند و به طور موثر این دو ماده ناسازگار را به یکدیگر جوش میدهند. داده های تجربی نشان می دهد که پس از اعمال پرایمر، استحکام باند سطوح بتنی از 0.3 مگاپاسکال به بیش از 0.8 مگاپاسکال افزایش می یابد که بیش از 150 درصد افزایش می یابد.
دوم، لنگرهای فیزیکی. پرایمر به داخل مویرگهای زیرلایههای متخلخل مانند دیوارهای بتنی و آجری نفوذ میکند و پس از پخت، "لنگرهای" کوچک بیشماری را تشکیل میدهد و به طور مکانیکی درزگیر را در جای خود قفل میکند. بدون پرایمر، درزگیر فقط می تواند از طریق نیروهای واندروالس سطح بچسبد و جدا شدن آن را آسان می کند.
سوم، مانع آب. پرایمر منافذ و ریزترکهای سطح زیرلایه را میبندد و کانالهای نفوذ رطوبت به لایه درزگیر را مسدود میکند. همانطور که قبلا ذکر شد، آب دشمن پلی اورتان است و پرایمر مانند یک "روکش ضد آب" برای لایه چسب عمل می کند.
طبق آمار صنعت، تقریباً 60 درصد خرابی های درزگیر پلی یورتان مستقیماً به عدم وجود پرایمر مربوط می شود. به طور مشخص:
بسترهای بتنی: پس از 3-6 ماه، درزگیر به راحتی با دست از سطح دیوار جدا میشود و لایه چسب را دست نخورده باقی میگذارد در حالی که سطح زیرلایه تمیز باقی میماند - یک مورد معمول آسیب رابط.
زیرلایه های فلزی (آلومینیوم، فولاد ضد زنگ): در ابتدا به خوبی می چسبد، اما پس از 3 ماه، تاول زدن و پخش شدن زنگ از لبه ها شروع می شود. عدم وجود پرایمر باعث تجمع رطوبت در سطح مشترک می شود.
زیرلایه های شیشه ای: چسبندگی اولیه پلی اورتان به شیشه ذاتا ضعیف تر از درزگیر سیلیکونی است. بدون پرایمر، اشعه ماوراء بنفش و رطوبت می توانند چسبندگی اولیه را تا بیش از 50 درصد در عرض یک هفته کاهش دهند.
